فهرست

يادداشت و پيام

نهاد کتابخانه ها
بتول زکی نژاد، کتابدار کتابخانه عمومی امام خمینی(ره) شهر لیکک؛

انتخاب کتاب مفید و مناسب جهت مطالعه

انتخاب اشتباه بر حسب نام اغوا کننده و بی برنامگی در خواندن، عملی بدون مسیر درست است و نام آن را شاید رفتار اشتباه بگذاریم به نحوی دیگر بگویم که انتخاب نادرست ما بی گمان نتیجه عکس دارد.

در مطلب پیشین به آفت های کتاب نخواندن و علت های آن اشاراتی داشتیم و از تعبیر هنرمند معکوس یا هنرمند وارونه استفاده کردیم که رگه های از تعریض و تلویح چاشنی آن بود و گویی این مدعیان زاهد نما و واعظ به ریسمان فراغت چنگ می زنند تا آسوده باشند و از تفکر غامض و حل مشکلات پیچیده فردی و اجتماعی خود آزاد باشند.

در باب موضوع کنونی که باز ناشی از تجربه زیسته بنده در محیط کار است نه تلویح نه تعریض و نه طعنه ای یافت می شود که بالعکس حاصل نگرانی بنده در مورد مخاطبان و عضوهای کتابخانه شهرستان بهمئی است و نام آن را هنر کتاب نخواندن گذاشتم.

از ابوالفضل بیهقی نقل شده است که هیچ چیزی نیست که به خواندن نیرزد،شاید در بادی برای شما این جمله مطلوب و معقول باشد ولی وقتی در این عصر تخصصی شده در حوزه علم و ظهور و بروز مکاتب ادبی و فلسفی مختلف نظری می کنیم و مضافا کتاب های که با چهارچوب فکری شخصی بدون جهت گیری مکتبی و ایدئولوژیک نگارش شده است، جمله ی بالا معقول نیست چون کاری نشدنی است و ما با انبوهی از کتاب ها مواجه هستیم که برای انتخابشان باید متخصص بود و خود اینکه بدانیم روح مان تشنه چه موضوعی است و کدام کتاب آب گوارایی است که عطش و عذب روان مان را سرد می کند یا ساده تر بگویم چه کتابی را بخوانیم و چه کتابی را نخوانیم، در این عصر فوران اطلاعات یک هنر است و نامش را هنر کتاب نخواندن بگذاریم.

تجربه شخصی حقیر از سردرگمی،تصمیم آنی در کتابخانه،عدم رعایت پیش فرض ها در مورد یک نویسنده ی صاحب اندیشه،انتخاب اشتباه بر حسب نام اغوا کننده و بی برنامگی در خواندن خبر می دهد که جاده ی آگاهی این افراد را منحنی شیب دار می کند و مقصد، عملی بدون مسیر درست است و نام آن را شاید رفتار اشتباه بگذاریم به نحوی دیگر بگویم که انتخاب نادرست ما بی گمان نتیجه عکس دارد.

بگذارید مثالی بیاورم:فرد دارای عارضه وقتی به داروخانه می رود آیا بدون نسخه می رود؟آیا نمی داند چه میخواهد؟آیا هر داروی که خودش میل داشت بر می دارد؟آیا بر حسب نام می گوید این دارو نام جذاب تری دارد؟

در پایان به چند پیشنهاد کلی برای انتخاب کتاب اشاره می کنم:

1.انتخاب کتاب باید بر حسب شکاکی شخص و ایجاد پرسش باشد که به نیاز های حیاتی و کلیدی ما در ابعاد مختلف پاسخ بدهد و ما را از روان آزردگی نجات بدهد.

2.متناسب با سن عقلی ما باشد و هضم و فهم آن ساده باشد که موجب سرخوردگی نشود و کشنده ی شور و هیجان ما نباشد که با مواجه با کتاب های دیگر تجربه ی تلخ عایدمان بشود.

3.برای پز دادن،رفع تکلیف،نمادین و فریب اذهان عمومی نباشد به تعبیر دیگر نگاهمان ابزاری نباشد.

4. با زبان استدلال بدون آمبختگی با خرافات و مبتنی بر اصول انسانیت و قواعد تعالی و مدنیت باشد.

5.خواندن آن کاربردی باشد و با انجام تعالیم آن سبب ایجاد تغییر در خود بشویم.

6.رعایت پیش فرض ها در مورد آراء مراتبی بعضی نویسندگان بر حسب تحقیق.

در پایان یک توصیه دوستانه:تعداد کتاب های که می خوانیم مهم نیست مهمتر،تفکر عمیق در مورد کتاب خوانده شده است.